عبد الرضا سالار بهزادى

156

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

سعد الدوله سرتيپ اوّل ناظم بلوچستان » كه متأسفانه قسمتهايى از ابتداى فرمان طعمهء موش شده است ، ولى موضوع كلّى آن شرحى است پيرامون اعتماد و وثوق شاه و به متابعت از او ناصر الدوله به شخص سعد الدوله در امور بلوچستان و انتصاب مجدد وى به حكومت آن ديار ، 312 و اذن و اختيار كامل وى در امور آن حدود و در عزل و نصب « عمال و مباشرين » ، حتى در عمل ابو ابجمعى « عاليجاه مقرب الحضره امير دلاور خان سرهنگ » كه متأسفانه بقيهء عبارت طعمهء موش شده است . به هرصورت به نظر مىرسد كه اين امير دلاور خان در آن زمان پس از فوت محمد على ناروئى و در زمانى كه حسين خان پسر محمد على خان هنوز جوان بوده و از قدرت چندانى برخوردار نبوده ، ارشد سرداران و خوانين بلوچستان ، و ضابط منطقهء مكران بوده است . در حاشيهء اين فرمان ناصر الدوله با خط خود - كه بسيار به زحمت خوانده مىشود - مجددا اختيارات تام و مطلق سعد الدوله را در امور بلوچستان تأييد و تأكيد مىنمايد ؛ 3 - حكمى است باز به همان تاريخ رجب 1300 به مهر ناصر الدوله كه به موجب آن حكومت مناطق راين و تهرود 313 نيز به ابراهيم خان سعد الدوله واگذار شده است . معلوم نيست كه آيا اين نخستين‌بار بود كه حكومت اين مناطق به قلمرو حكومت سعد الدوله افزوده شده است ، يا قبلا هم اين دو منطقه در سر راه كرمان به بم جزو حوزهء حكومتى وى بوده‌اند . در سفرنامهء فيروز ميرزا فرمانفرما كه سه سال قبل از تاريخ اين حكم نوشته شده است ، دربارهء حكومت سعد الدوله در اين و تهرود مطلبى به چشم نمىخورد . در هرصورت حداقل در اين سال يعنى يك سال قبل از مرگ سعد الدوله حوزهء حكومت وى از راين در يكصد و چند كيلومترى شمال غربى بم تا مرزهاى تقريبا نامشخص بلوچستان در شرق و از حد جنوبى حوزهء حكومتى سيستان تا درياى عمان گسترده بود . 4 - سند ديگرى كه آن هم به تاريخ رجب 1300 است در دست است كه فرمانى است از ناصر الدوله به سعد الدوله در مورد گزارشى مربوط به عمليات اعظم خان پسر آزاد خان خارانى در ناحيهء ماشكيد . متن اين حكم به شرح زير است : « مقرب الخاقان عمدة الخوانين العظام سعد الدوله سرتيپ اوّل ناظم بلوچستان را مرقوم مىشود - از قرارى كه به عرض رسيد اعظم خان پسر آزاد خان بعد از حركت ما از بلوچستان 314 به ماشكيد آمده و به دستيارى بعضى از طايفهء ريگى 315 و . . . ( متأسفانه درينجا نيز نيم سطر از نوشته طعمهء موش شده است ) از قرارى كه معروض داشتند خيال ساختن قلعه در ماشكيد دارد ، 316 و چند سال قبل كه آزاد خان در آنجا قلعه ساخته بود حسب الامر بندگان اعليحضرت قدر قدرت همايون شاهنشاهى روحى و روح العالمين فداه از جانب حكومت كرمان خود شما مأمور شده آن قلعه را خراب كرده‌ايد . چون داير بودن قلعهء آزاد خان در ماشكيد خارج از عالم دولتخواهى ديوان اعلى است ، لهذا برحسب اين حكم مطاع مرقوم مىداريم كه بعد از ورود به بلوچستان بايد از سرباز و نوكر مأمور بمپور و از جمازه سوار و از نوكر چريك طوائف بلوچ جمعيت و استعداد كامل حاضر نموده ، درصدد تخريب قلعه‌اى كه اعظم خان ساخته برآمده ، بالمره آثار و بناى او را منهدم نمائيد و در تنبيه و قلع و قمع پسر آزاد خان و كسانش كوشش [ و ]